[14]
|
آیا زهد به معنای إعراض ازدنیا و پشت کردن به آن است؟
آیا استفاده نکردن ازنعمتهای دنیوی است؟
آیا سخت گرفتن به خود و اطرافیان است؟
آیا گوشه گیری و تنهایی است؟
اینها همه معانی غلطی است که از زهد می شود. اما ببینید مولای ما امیرمومنان چه زیبا آن را توصیف می کند:
الزهد کله بین کلمتین من القرآن: قال الله سبحانه:" لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم"*. ومن لم یأس علی الماضی و لم یفرح بالآتی فقدأخذ الزهد بطرفیه
می فرماید:"زهد بین دوکلمه ازقرآن است، که خدای سبحان فرموده است: بر آنچه ازدست شما رفته(از داشته ها و دارایی ها) حسرت نخورید و به آنچه به شما رسیده خوشحال نشوید"
بنابراین کسی که نسبت به گذشته حسرت نخورد و به آینده شادمان نشود؛ همه جوانب زهد رارعایت کرده است و اوست که زاهد حقیقی است.(ر.ک: نهج البلاغه، حکمت 439)
*سوره حدید/آیه 23
نوشته شده توسط در جمعه 9/2/91 ساعت 4:24 عصر. - لینک ثابت
اگرشما خطبه فدکیه حضرت زهرا را مطالعه کنید شاید ازخودتون بپرسید:
مخاطبین فاطمه چه کسانی اند؟
کدامین افراد را مورد عتاب قرارمی دهد؟
با اندکی بررسی جواب را اینطور می یابید که مخاطبین حضرت اینانند :
-عالمان و آگاهان بی تفاوت جامعه اسلامی
-شخصیت ها وبزرگان فریب خورده ی مدینه
-اصحاب و یاران رفاه زده و قدرت طلب پیامبر
-مبلغان پرتلاش دیروز وساکتهای منزوی امروز
ر.ک: خطبه فدکیه حضرت زهرا(سلام الله علیها) و نگاه کنید: ترجمه وشرح خطبه حضرت زهرا از محمدتقی خلجی
نوشته شده توسط در سه شنبه 5/2/91 ساعت 3:41 عصر. - لینک ثابت
اما جواب این سوال که ازچه سالی نوروز بر اول بهار تثبیت شد:
درسال 467 ه.ق میرزاعبدالرحمان خازنی منجم مشهور به دستورسلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی ، تقویم یزدگردی را اصلاح کرد که هدف از این اصلاح تثبیت دائمی نوروز بر اول بهاربود. این تقویم به "تقویم سلطانی" معروف شد.
سه سال بعد از کار خازنی، منجمانی که دراصفهان برای رصد کواکب و تنظیم زیجی گرد آمده بودند همان صورت مأنوس تاریخ یزگردی را با نوروز ثابت تحویلی خازنی برای وقت شناسی انتخاب کردند. مبدأ این صورت دوم را در اصفهان ازسال471ه.ق اختیارکردند و آن را " تقویم جلالی"نامیدند. که اگر به تقویمهای نجومی فعلی دقت کرده باشید باعنوان جلالی است.
اماسیرتحول تقویم هجری شمسی:
1- تقویم هجری شمسی برجی: دوره ی دوم مجلس شورای ملی ایران درماده 3 قانون محاسبات عمومی مصوب 21 صفر1329ه.ق مطابق 12 حوت 1289 هجری شمسی برجی، این تقویم رابه عنوان مقیاس رسمی زمان درمحاسبات دولتی پذیرفت.
اصول تقویم شمسی: الف- مبدأ: اول بهارسال شمسی است که واقعه ی هجرت پیامبرازمکه به مدینه درآن سال اتفاق افتاده است
. ب- آغازسال: که همان تحویل شمس ازبرج حوت به برج حمل بود.
ج- نوع سال: شمسی حقیقی وآن عبارت ازمدت زمان بین دوعبور متوالی مرکزخورشید ازنقطه اعتدال بهاری است.
د- ماهها: نام ماههای این تقویم به ترتیب همنام با دوازده صورت فلکی قدیمی منطقة البروج است که عبارتنداز: حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، ،سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو و حوت.
ه- تعدادشب و روزهای ماهها: برابربامدت حرکت خورشید درهمان برج که 29 تا 32 شبانه روزبوده است.
2- تقویم هجری شمسی: دوره ی پنجم مجلس شورای ملی ایران در"قانون تبدیل بروج ماههای فارسی ازنوروز1304ه.ش" تقویم هجری شمسی رابه عنوان تقویم رسمی کشورپذیرفت وآن راجایگزین تقویم شمسی برجی کرد.
اصول آن: الف- مبدأتاریخ: سال هجرت پیامبر
ب- آغازسال: روزاول بهار
ج- نوع سال: کماکان شمسی حقیقی
د- اسامی وتعدادایام ماهها: فروردین،اردیبهشت،خرداد،تیر،مرداد،شهریور که هرکدام 31 روز
مهر، آبان، آذر، دی، بهمن: 30 روز و اسفند 29 روز و درسال کبیسه 30 روز.
چندنکته:
1- باید دانست تاریخی که ازسال 1304 ه. ش موردعمل ماست براساس کارخازنی است.
2- تقویم هجری شمسی ، هم اکنون نیز تقویم رسمی ایران واصول آن ازهرلحاظ به جزدرنام وتعداد شب و روزهای ماهها همانند تقویم هجری شمسی برجی است.
3- اسامی ماههای تقویم هجری شمسی ریشه اوستایی دارد.
4- برتری های علمی تقویم هجری شمسی:
الف- مدت سال شمسی حقیقی، نوروز و کبیسه های این تقویم، دقیقا"برمبنای محاسبات نجومی تعیین میشود. تقویم هجری شمسی، تنهاتقویم متداول درجهان است که علاوه برکبیسه های چهارساله، کبیسه پنج ساله نیزدارد.
ب- تعدادشبانه روزهای ماه های تقویم هجری شمسی، مبنای نجومی وطبیعی دارد. به عبارت دقیق تر، تعدادشبانه روزهای ماهها با مدت حرکت ظاهری غیریکنواخت مرکزخورشید بر روی دایرة البروج، هماهنگی دارد.
ج- آغازسال تقویم هجری شمسی باسالگرد تولد بهار شروع می شود و این ویژگی منحصربه فرد فقط اختصاص به تقویم هجری شمسی دارد
منابع: 1- مقاله ای ازمرحوم استادسیدمحمدمحیط طباطبایی. 2- مقاله ای ازمحمدرضا صیاد. 3-کتاب بیست مقاله تقی زاده 4- لغتنامه دهخدا
نوشته شده توسط در یکشنبه 28/12/90 ساعت 2:6 صبح. - لینک ثابت
وقایع تاریخ بعد از اسلام ازسال دهم هجری تا1343ه.ق(مطابق 1304 ه.ش) عموما به تاریخ هجری قمری ثبت وضبط می شده است.
تواریخ شمسی ناقص یا کامل دیگری که دراین فاصله متمادی در ایران متداول بوده مانند یزدگردی، خراجی، معتضدی، سلطانی، جلالی، خانی و جمالی هرکدام مبدأ خاصی داشته است.
دراوائل سلطنت احمدشاه قاجار یکی ازمنجمان، تاریخ فتح بابل را به دست کوروش مبدأ تاریخ جدیدی به نام "شاهنشاهی" و "احمدی" قرارداد که بزودی فراموش شد. این اندیشه درسال 1355ه ش به وضع دیگری با همان عنوان شاهنشاهی تجدیدشد ولی بدون اعلام مبدأ معروف ثابتی در دوهزار وپانصد سال پیش ازآن. این تقویم و تاریخ که به شاهنشاهی معروف شده بود درشهریور1357 بایک تصویبنامه عادی دولت جدید لغو شد.
سال ایرانی(یزدگردی)؛ سال شمسی:
سال ایرانی که ازسال یازدهم هجری قمری در ایران معمول بود و به مناسبت سلطنت یزدگرد به نام "یزدگردی" موسوم گردید، یک سال شمسی ناقص و 365 روزه بود که کسر آن مانند سالهای تاریخ رومی، پس ازانقضای چهارسال به صورت یک روزکبیسه برشماره ی 365 افزوده نمیشد بلکه بنا بر سنت منقول ازعصری نامعلوم، پس از120 سال متوالی باجمع کردن ربع های محذوف ازهرسال*، ماه سیزدهمی تشکیل می شد که آن را برسال صدوبیستم می افزودند تا باردیگر آغازسال صد و بیست ویکم درمحل ثابت قبلی خود قرارگیرد.
تااینجاروشن شد که درتقویم یزدگردی، نوروز، سیاربوده و درآغازفروردین هرسال نبوده است بلکه با گردش سال تغییر می کرد؛ مانند عید قربان و عید فطرمسلمانان، در فصول مختلف سال که گردش می کند. (چون بعد ازهر120 سال نوروز یک ماه به جلو میرفت. پس درتقویم یزدگردی شروع سال جدید(نوروز) گاهی درتابستان ،گاهی در پاییز و گاهی در زمستان بود)
اما اینکه ازچه زمانی نوروز بر اول بهار تثبیت شد درادامه به آن خواهیم پرداخت.
_____________________________________________________________
*هرچرخش زمین به دورخورشید 365 روز و 5 ساعت و 49 دقیقه طول می کشد.
نوشته شده توسط در جمعه 26/12/90 ساعت 7:25 عصر. - لینک ثابت
داستان آنهایی که جز خدا تکیه گاهی گرفته اند همچون داستان عنکبوت است که برای خودش تکیه گاه و خانه ای گرفته است.
سست ترین خانه ها، خانه عنکبوت است.
کاش می دانستند. (نگاه کنید: سوره عنکبوت آیه 41)
داستان آن کسان که دوستان جز خدا بگرفته اند از این و آن
در مثل باشند همچون عنکبوت که فرا گیرد ز بهر خود بیوت
سست تر، بیت آنچه بینى از بیوت مى نباشد خود ز بیت عنکبوت
نه ورا سقفست و دیوار و ستون نه پناه از حرّ و برد اندر سکون
نیم بادى گر وزد او را برد تار تارش جمله را از هم درد
هیچ اگر باشند دانا در عمل هست با دینشان موافق این مثل
هر چه را جز حق تو گیرى یار و دوست همچو بیت عنکبوت آن حب اوست
حق بداند آنچه را خوانند باز از هر آن چیزى جز او بى امتیاز
او بملک خود عزیز است و حکیم غالب و استوده کردار از قدیم
این مثلها میزنیم از بهر ناس غیر دانایان نفهمند از شناس
آفرید ارض و سما را او بحق مؤمنین را آیت است این در نسق
وجه تشبیه :
در این جا معبودهاى باطل و اولیا و رهبران غیر الهى ، به ((خانه عنکبوت )) تشبیه شده اند که سست ترین و بى پایه ترین خانه هاست ، زیرا نه دیوار دارد و نه سقف و نه در و پیکر که بتواند صاحبش را از گرما و سرما و غیره حفظ کند و به اندازه اى سست است که با اندک بادى مى لرزد و تار و پودش در هم مى ریزد.
افرادى که به غیر خدا تکیه نموده و سرپرستانى ، جز رهبران الهى براى خود برمى گزینند، به خود ((عنکبوت )) تشبیه گردیده اند که چنین خانه سستى براى خویش اتخاذ مى کند. بنا بر این ، وجه شباهت در این تشبیه ((سستى و بى اعتبارى )) است .
در امثال و ادبیات فارسى گاهى براى سستى و بى اعتبارى چیزى به ((تار عنکبوت )) نیز مثل مى زنند: چنانکه مى گویند: ((از آنچه عنکبوت بافد، جامه نشاید دوختن )).
نوشته شده توسط در شنبه 20/12/90 ساعت 9:53 عصر. - لینک ثابت
ماضعیف هستیم وهمین که مستمر از یک منبع تغذیه شدیم به همان دل می بندیم و در حجاب می مانیم وبر آن تکیه می کنیم.
این است که باشروع توکل، رزق تو را، حساب شده دراختیارت نمی گذارند. و درنتیجه تو بدون دلبستگی و بت پرستی تغذیه شده ای وپیش رفته ای*
________________________________________________________________________
* نگاه کنید: سوره طلاق آیات 2 و 3 " ومن یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب ومن یتوکل علی الله فهوحسبه......
نوشته شده توسط در سه شنبه 16/12/90 ساعت 10:29 عصر. - لینک ثابت
علی ( که درودخدابراوباد ) اگر کار کرد، در دوره بیکاریش بود. علی درهنگام خلافت بیل برنداشت. آن جا که آدم ها محتاج او بودند، به درخت ها نپرداخت.
نوشته شده توسط در دوشنبه 15/12/90 ساعت 9:59 عصر. - لینک ثابت
آیا هرکسی که خدا را عبادت کند و اعمال صالح انجام دهد حتی اگر از پیروان ادیان دیگه باشه اعمالش قبوله و مستحق پاداش اخروی است؟
قرآن درسوره واقعه آیه24 در جواب این سوال، قبولی و پاداش اعمال را مقید کرده به داشتن ایمان.
دراینجاممکنه کسی سوال کند اهل کتاب(یهود، مسیحیت، زرتشت) که به خدا ایمان دارند پس باید اعمال صالحشون قبول بشه ومستحق ثواب اخروی باشند.
در جواب میگیم ایمان به تمام انبیا از جمله خاتم انبیاء، حضرت محمد(صلوات الله علیه) جزو ایمان به خداست. خداوند متعال کسانی را که تنها به برخی از انبیا ایمان آورده وبه بعضی دیگر ایمان ندارند کافرمیداند. نگاه کنید: سوره نساء آیه 150 و 151
نوشته شده توسط در دوشنبه 8/12/90 ساعت 7:36 صبح. - لینک ثابت
دربــاره ی ما
[14]
میگه چرا معرفت دل؟
میگم:آخه شناخت ومعرفت مراتب داره که مرتبه ی عالی آن شناخت قلبی است. و تا شناخت قلبی نباشه از آرامش هم خبری نیست.
میگه: چرا این عکسو گذاشتی؟
میگم: اگه میخوای بدونی که آیا در این زمونه هم میشه به باور قلبی رسید یانه، به این عکسها زیاد نگاه کن. اینها به ما ثابت کردند که میشه قلب ما هم خونه خدا باشه.
منوی اصــــلی
نــوشته های پیشین
آخرین نـــوشته ها
دیــگر امکانات